۲۱ / ۱۲ / ۱۳۹۴

ارسال شده توسط در مطالب علمی | ۰ نظر

دروغ ومکر از نظر قران وقانون واجتماع.Lie and monkey business from face of Quran

دروغ ومکر از نظر قران وقانون واجتماع.Lie and monkey business from face of Quran

پزوهشگر ووگرداورنده وتحلیل و ویرایش از سید محمود جعفری.وزارت جهادکشاورزی .سازمان جنگلها .فارس اداره فنی جنگل.

 

 

 

دروغ به معنای سخن نادرست،[۱] خلاف حقیقت و واقعیت،[۲] قول ناحق و بمعنای نقل گفتاری از کسی که آن را نگفته است.[۳] اصل آن در گفتار است؛ گذشته باشد یا آینده،‌وعده باشد یا غیر آن.[۴] ضد صدق[۵] و [۶] خبر از خلاف واقع چه بصورت عمد یا سهو،،[۷] آمده است.انتخاب وبرسی و ویرایش وبا تشکر فراوان از همه زحمت کشان این گرداوریها. جعفری تشکر فراوان ودعای خیر می کند.
(واژه کذب در قران کریم  ۸۱ بار امده است) لازم به ذکر است که عکس ردیف اول سمت چپ  اخر در کنار اینجانب دوست  گرامی مرحوم جنانب اقای مهندس مختارتوفیقی که سالها معاون اداره فنی جنگلکاری وجنگلداری در مدیریت اقای مهندس صدوق و اینجانب جعفری می باشد که صادقانه خدمت ارزنده داشت و امور رفتاری  وخدماتی  ایشان  زبان زد همه کارکنان اداره کل منابع طبیعی فارس و سازمان جنگلها و اینجانب می باشد .روح این مرحوم  همیشه شاد وخدامات ایشان در نزد اینجانب همیشه زنده است.
ایا چوپان دروغگو را به خاطر داری.

SKMBT_C45116022916180_0019

 

از اب تا زندگی    .   ازخاک تا مرگ( خاک ) .  از زندگی تا صداقت     . وازندگی تا دروغ .

(از دروغ تا جهنم ونام نیک نداشتن) ودر تاریخ رسوا شدن.

86879931645135339838.jpg28804251758194767732.jpg63279850055779532549.jpg

 

 

  دروغ در اصطلاح همان اظهار امر خلاف واقع و سخن بر خلاف حقیقت را دروغ گویند که یکی از بزرگترین و بدترین صفات انسان دروغ گفتن است.[۸]
  دروغ از جمله گناهان کبیره بلکه قبیح‌ترین گناهان و زشت‌ترین آنها می‌باشد که آدمی با این صفت در دیده‌ها خوار و در نظرها بی ارزش و بی اعتبار می‌شود.
دروغ از منظر قرآن کریم:
  در قرآن کریم آیات متعددی در زمینه دروغ وجود دارد که در اینجا به چند نمونه اشاره می­شود:
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، ‌چرا چیزی می‌گویید که انجام نمی‌دهید و نزد خدا سخت ناپسند است که چیزی را بگویید و انجام ندهید.»[۹]
 
با توجه به این آیه معلوم می‌شود که دروغ در نزد خدای متعال ناپسند شمرده شده است و موجب دوری انسان از خدا می‌شود که این خود عذاب روحی بس بزرگی است و در کنارش عذاب دوزخ را نیز در برخواهد داشت.

در جایی دیگر از قرآن کریم خداوند متعال می‌فرماید: ودر اینجا بایستی اشاره کرد که چرا حضرت محمد (ص) در کتاب اسمانی مبارک مسلمانان  اینهمه از ادیان اهل کتاب دیگر سخن گفت وانها را تایید کرد و انسان وقتی که کتاب های اسمانی دیگر پیامبران  حضرت عیسی مسیح وحضرت موسی وحضرت زرتشت .مطالعه می نماید این واقعیت را درک می کند که پایه تمام ادیان الهی یکی است وخداوند تمام پیامبران را برای یک هدف مشخص برای بشریت وفوم خود مامور کرده است.وچرا انسانها عبرت نمی گیرنند از این  سوره وایه های کتابهای اسمانی؟

«تنها کسانی دروغ پردازی می‌کنند که به آیات خدا ایمان ندارند و آنان خود دروغگویانند.»[۱۰] که در کتابهای اسمانی خداوند همه توسط پیامبران ارشاد کرده است.همانند دین زتشتی و یهمودی یا کلیمی ودین عیسوی و یا عیسی مسیح و اسلام که همه ادیان الهی را تایید کردهاست برای بشریت.

با توجه به این آیه، فرد دروغگو به قدری از سوی خداوند مورد مذمت قرار گرفته که او را بی ایمان معرفی کرده و هیچ فرد بی ایمان مؤمن تلقی نمی‌گردد.
در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: در حقیقت خداوند آن کسی را که دروغ پرداز ناسپاس است هدایت نمی‌کند.[۱۱]
و یا در آیات دیگر می فرماید: دروغگو مستحق لعنت و سزاوار خشم پروردگار عالم است.[۱۲]
دروغ در روایات:
  اخبار وارده در بزرگی گناه دروغ و شدت عقوبت و مفاسد مترتب بر آن زیاد می‌باشد که در این قسمت به برخی از روایات اشاره می‌شود.

پیامبر اکرم(ص) فرمود:

 

«مؤمن هرگاه بدون عذر دروغی بگوید هفتاد هزار ملک او را لعنت می‌کنند و بوی بدی از قلبش بیرون می‌آید که تا به عرش می‌رسد و خداوند به سبب این دروغ،‌ گناه هفتاد زنا که کمترین آن زنای با مادر است را برای او می‌نویسد.»[۱۳]
 
و یا در جایی دیگر می‌فرماید:
«از دروغ بپرهیز که روی دروغگو را سیاه می‌کند.»[۱۴] [۱۵]
مردی از رسول خدا(ص) پرسید: «چه عملی سبب دخول در آتش است؟ حضرت فرمود: دروغ. زیرا دروغ سبب فجور و فجور سبب کفر و کفر سبب دخول در آتش است.»[۱۶]

دروغ سبب گرفتن صورت انسانی از دروغگو است؛ یعنی صورت برزخی‌اش انسان نیست. رسول خدا(ص) به حضرت زهرا(س) فرمود: در شب معراج زنی را دیدم که سرش مانند خوک و بدنش مانند بدن الاغ بود و سبب آن فتنه انگیزی و دروغ بود.[۱۷]

 

در روایتی دیگر پیامبر اکرم(ص) ریشه دروغ را در کمبودها و پستی‌های انسان چه از لحاظ روحی و یا جسمی بیان فرموده است: دروغگویی از پستی روح ریشه می‌گیرد.[۱۸]

 

در روایتی دیگر حضرت امیرالمومنین(ع) می‌فرماید: ‌بزرگترین گناهان نزد خدا، زبان دروغگو است.[۱۹]
15117431575925828739.jpg
علل دروغگویی:
علل دروغگویی:

علل متعددی را می توان برای دروغگویی مطرح کرد:

۱-  حسد: برادران یوسف به خاطر حسادتی که به او داشتند از پدرشان خواستند که فردا او را با ما (به خارج شهر) بفرست، تا غذای کافی بخورد و تفریح کند و ما نگهبان او هستیم.[۲۰]

۲-  شیطان: از مصادیق بارز دروغگویان در فرهنگ قرآن، شیاطین هستند. ‌آنجا که خداوند می‌فرماید: «آیا به شما خبر دهم که شیاطین بر چه کسی نازل می‌شوند؟ آنها بر هر دروغگوی گنهکار نازل می‌شوند.»[۲۱]

۳-  گناه: از دیگر عواملی که سبب دروغگویی می‌شود، گناه و معصیت است. در قرآن کریم می‌خوانیم: «اینها آیات خداوند است که ما آن را به حق به تو تلاوت می‌کنیم اگر آنها به این آیات ایمان نیاورند،‌به کدام سخن بعد از سخن خدا و آیاتش ایمان می‌آورند، وای بر هر دروغگوی گنهکار.»[۲۲]

۴-    مکر زنانه: از دیگر مصادیق علل دروغگویی، مکر زنانه است که در سوره یوسف از زلیخا سخن به میان آمده است: «و هر دو به سوی در، دویدند و پیراهن او(یوسف) را از پشت پاره کرد و در این هنگام، شوهر آن زن را کنار در یافتند و آن زن گفت: کیفر کسی که بخواهد به اهل تو خیانت کند جز زندان و یا عذاب دردناک چه خواهد بود؟ یوسف گفت: او را به اصرار به سوی خود دعوت کرد و در این هنگام شاهدی از خانواده آن زن شهادت داد که اگر پیراهن او از پیش رو پاره شده، آن راست می‌گوید و او از دروغگویان است.»[۲۳]

۵-  حفظ موقعیت اجتماعی: گاهی انسان از یک مقام خاص اجتماعی برخوردار است و گاهی در اجراء و اداره  امور محوله و مسئولیتی که به عهده گرفته کوتاهی می‌کند و به عللی از جمله ضعف و یا سوء مدیریت توفیق حاصل نمی‌شود لذا وقتی از طرف مقام بالاتر مورد سؤال قرار می‌گیرد برای حفظ منصب و عنوان اجتماعی و پوشاندن عیوب و لغزشهای خود متوسل به دروغ می‌شود و حفظ موقعیت خود را در گفتن مطالب خلاف واقع می‌داند.

۶-  جلب منافع و دفع مضرات: گاهی انسان مشاهده می‌کند که ضرری متوجه او و منفعتی متوجه دیگری شده است. برای اینکه این زیان را از خود دور و متوجه دیگری سازد و یا منفعتی را که متوجه دیگری شده به سوی خود جلب نماید و به لحاظ اینکه اقتضاء طبع انسان جلب منفعت و دفع ضرر خویش است، این حالت انگیزه‌ای بسیار قوی در جهت گفتن دروغ به شمار می‌رود.[۲۴]

۷-  پرده دری و بی شرمی: اگر کشف دروغ، روحیه دروغگو را متزلزل نکند و او همچنان به دروغگویی ادامه دهد، کشف‌های پی در پی، شرم را از او می‌برد و وی را دروغگوی حرفه‌ای می‌سازد و دیگر، از آنکه عیبش آشکار شود، ابایی ندارد. با خود می‌گوید: مردم همه مرا شناخته‌اند. پنهان ساختن دیگر چه سودی دارد و دیگر نه از ارتکاب گناه ابایی دارد و نه از فاش شدن آن. امام معصوم(ع) فرمود: از دروغ بپرهیزید، سرانجام دروغ، پرده دری است و سرانجام پرده‌دری آتش دوزخ است.[۳۲]

مجوزات دروغ:
۱- حفظ جان و مال و عرض مسلمانان: پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: به خدا سوگند دروغ یاد کن و برادرت را از کشته شدن نجات بده.[۳۳]
همچنین راوی می‌گوید: از امام هشتم امام رضا(ع) سؤال کردم درباره مردی که از سلطان بر مال خویش می‌ترسد که مالش را به زور و ناحق از او بگیرد، ‌سپس به دروغ سوگند می‌خورد تا اینکه از ظلم سلطان نجات یابد. حضرت فرمود: باکی بر او نیست و نیز می‌گوید: از امام سؤال کردم که آیا همانگونه که انسان برای حفظ مال خویش جایز است سوگند بخورد، برای حفظ مال برادر دینی خود نیز می‌تواند سوگند دروغ متوسل شود؟ حضرت فرمود: آری.[۳۴]

و نیز امام صادق(ع) فرمود: سوگند اقسامی دارد که یک قسم آن این است که انسان در راه خلاص و نجات مال یا جان مسلمانی از دست سارق یا هر متجاوز دیگری سوگند به دروغ بخورد، چنین سوگندی نه تنها کفاره ندارد بلکه اجر هم دارد.[۳۵]

۲- اصلاح ذات البین: هر گاه دو نفر از یکدیگر کدورت و کینه‌ای داشته باشند و با هم قطع رابطه کنند برای اصلاح و آشتی دادن آنها دروغ گفتن جایز است یعنی گفتن مطالبی که موجب رفع کدورت‌ها و دشمنیها و برقراری روابط دوستانه و صمیمانه گردد، و همانگونه که برای رفع و درمان خصومتها و اصلاح روابط میان مسلمانان دروغ گفتن جایز است برای رفع و پیشگیری از خصومتها و دشمنیها نیز گفتن دروغ جایز است. بنابراین هرگاه راستگویی باعث وقوع فتنه و ایجاد دشمنی میان دو مسلمان و دروغگویی مانع فتنه و موجب دوستی و صمیمیت و ارتباط و الفت شود، آن راست، مذموم و این دروغ، ممدوح خواهد بود..[۳۶]

گ و اموری سری: انسان می‌تواند در جنگ برای تقویت روحیه نیروهای خودی و تضعیف روحیه نیروهای دشمن در جهت عدم آگاهی دشمن از میزان عده و تاکتیکهای جنگی و گمراه ساختن اذهان دشمن از تصمیمات و برنامه‌ها و غافلگیری، اطلاعات و آمار کذبی را انتشار دهد و حتی جایز است که در میان صفوف دشمن مطالب دروغی را شایع نموده و با ایجاد جنگ روانی همه جانبه، زمینه شکست دشمن و پیروزی مسلمین را فراهم کند.

 

چنانکه وقتی پیامبر گرامی(ص) در جنگ احزاب اطلاع یافت که بنی قریظه با مشرکان و ابی سفیان متحد شده‌اند و پیمان بسته‌اند که هرگاه با سپاهیان توحید بجنگند آنها را یاری خواهند کرد، پیامبر خطبه‌ای برای سپاه اسلام ایراد فرمود: بنی قریظه به ما پیام داده‌اند که هرگاه ما با ابوسفیان بجنگیم ما را یاری خواهند کرد، چون این خبر به ابوسفیان رسید، گفت: یهود(بنی قریظه) خیانت کردند. پس مشرکین از منطقه جنگی فرار کردند.[۳۷]بدین ترتیب بین صفوف و قوای دشمن تفرقه و تزلزل ایجاد شد و بالاخره باعث شکست دشمن و پیروزی مسلمین گردید.

و در حدیثی پیامبر فرمود: هر دروغی در پرونده انسان دروغ نوشته می‌شود مگر دروغی که در جنگ گفته شود؛ زیرا جنگ خدعه و فریب است.[۳۸]
۴- وعده شوهر به همسر: هرگاه زن از شوهر چیزی بخواهد که تهیه آن بر شوهر واجب نیست، جایز است به همسرش قول مساعد و جواب مثبت و وعده انجام  خواسته او را بدهد گر چه قصد عمل به وعده خویش را نداشته باشد و بعد هم به وعده‌اش وفا نکند و علت جواز دروغ در این مورد، این است که از وقوع اختلاف و یا تشدید آن و سوء تفاهم بین زن و شوهر پیشگیری شود و البته احتیاط اکتفا به حد رفع ضرورت است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: دروغ در سه مورد نیکو است: ۱- مکر و فریب در جنگ. ۲- وعده دادن شوهر به همسر. ۳- اصلاح بین مردم.[۳۹]
۵- بعث و زجر در تربیت اولاد: هرگاه والدین با مربی بخواهد در مقام تربیت، ‌فرزند یا کودکی را به انجام کارهای نیک وادار کند، و از ارتکاب کارهای زشت بازدارد. جایز است به عنوان بعث و تشویق و ایجاد انگیزه‌ برای انجام کار نیک و یا بعنوان زجر و تهدید و عاملی بازدارنده از کار زشت، به فرزند خویش وعده وعید دهد، گر چه تصمیم نداشته باشد به آنچه می‌گوید عمل کند. مثلاً اگر می‌خواهد فرزند کار نیکی را انجام دهد به او وعده پاداش دهد و اگر می‌خواهد فرزندش را از انجام کار بد و زشتی بازدارد به او وعید کیفر دهد.
  البته لازم به تذکر است که آنچه جنبه تشویق و ترغیب در انجام کارهای نیک دارد باید انسان در صورت امکان به آن عمل کند و از خلف وعده اجتناب ورزد ولی در جائیکه عملی ساختن وعده میسر نبوده و موجب عسر و حرج باشد، گفتن آنچه می‌داند که نمی‌تواند به آن عمل نماید بلا اشکال است.
درمان دروغ:
 بهترین راهی که انسان را از دروغ گفتن باز می‌دارد این است که توجه پیدا کند که دروغ گفتن مذموم‌ترین صفات است و بواسطه دروغ مورد قهر و غضب الهی واقع، و در آخرت به آتش دوزخ گرفتار خواهد شد و در دنیا دیر یا زود دروغ او فاش و حقیقت امر آشکار می‌گردد و او بین مردم رسوا و مطرود و منزوی خواهد شد و دیگر کسی برای سخن او ارزش و اعتباری قائل نیست و در واقع مرده‌ای در میان زندگان است.

  امیرالمومنین(ع) می‌فرماید: دروغگو با مرده برابر است؛ زیرا برتری انسان زنده بر مرده این است که مردم به او اعتماد می‌کنند و برای سخن او ارزش قائل هستند اما هنگامی که به سخن او اعتمادی نباشد زندگی او پوچ و باطل است.[۴۰]از طرفی انسان با شناخت ریشه‌های دروغ و قطع آن می‌تواند خود را از آلودگی به دروغ و ابتلاء به این آفت خطرناک مصون دارد.[۴۱]

سوره ال عمران ایه ۵۴

کافران ومنافقان مکر وحیله می کنند وخداوند مکرشان را بر خودشان بر می گرداند وخداوند بهترین مکر کنندگان است که درس مردم را می خواند عده ای زود به هلاکت می رساند وعده ای دوباره امتحان می کند ولی در اخر خدا پیروز است وبس.

مکر خداوند به چه معناست؟

منظور از مکر خدا، عذاب و جزای او بر مکر بندگان است؛ یعنی مکر خداوند برخلاف مکر بشر شامل حیله و نیرنگ نیست بلکه منشأ مکر خداوند تدبیر و مالکیت او بر بندگان است که بر اساس این تدبیر، انسانی که به عصیان و حیله گری در برابر خدا پرداخته، مجازات می‌کند. علامه طباطبایی، ذیل آیه ۹۹ سوره اعراف به این مفهوم اشاره می‌کند و می‌گوید: (أفأمِنوا مَکرَ اللهِ فَلا یَأمَنُ مَکرَ اللهِ إلّا القَومُ الخاسِرونَ) ۲، «مکر از سوی خداوند تعالی، فقط به صورت مجازات و کیفر دادن صحیح است. بدین ترتیب که کسی معصیت کند و در پی آن خداوند او را به طوری یا از جایی که نمیداند، مؤاخذه نماید یا کاری کند که او را به سوی عذاب سوق دهد و او خود متوجه نشود.»

آیات متعددی که «مکر» را به خدا نسبت می‌دهند، منظورشان تدبیر کلّی خداست. چون او مالک تدبیر است، و هیچ تدبیری از دایره‌ی تدبیر او خارج نمی‌باشد. آیاتی در قرآن صراحت دارد که تدبیر کلّی امور از آن خداست و تدبیر دیگران در مقابل تدبیر خدا کاری از پیش نمی‌برد. در این باره می‌توان به آیه‌ای اشاره کرد که کافران قصد جان رسول خدا را کرده بودند و مکری بکار بستند که از این قرار بود: «قرار شد از همه قبایل یک نفر انتخاب شود و همگی به قصد کشتن پیامبر با هم مشارکت کنند، در این صورت بنی‌هاشم نمی‌تواند به قصد خونخواهی از حضرت محمد(ص)، با همه قبایل دربیفتد و در نتیجه از خون وی خواهد گذشت.» خداوند در آیه‌ای از قرآن به توطئه‌ی مکر کفار اشاره می‌کند و مکرشان را بیهوده و باطل می شمارد، چرا که خداوند، خود بهترین مکر کنندگان و برترین مدبّر امور است: «وَ إذ یَمکُرُبِکَ الّذینَ کَفَروا لِیُثبِتوکَ أو یَقتُلوکَ أو یُخرِجُوکَ وَ یَمکُرونَ وَ یَمکُرُ اللهُ وَ اللهُ خَیرُ الماکِرینَ» ۳ مراد از «یمکر الله» همان تدبیر خداوند است که به پیامبر وحی کرد تا شبانه از رختخواب خود بیرون رفته و هجرت کند و این بهترین تدبیر برای نقش بر آب کردن نقشه‌ی کفار بود.

«مکر» در مورد خداوند با کاربرد آن در مورد آدمیان، کاملاً متفاوت است. مکر در آدمیان، نوعاً از موضع ضعف صورت میگیرد که آنان با ترفندهایی، قصد غلبه و رسیدن به هدف خود را دارند. ولی در ذات سبحان خداوند، ضعف و قصوری وجود ندارد تا برای رسیدن به اهداف به ترفند متوسل شود. از این رو معنای مکر و کلمات مشابه آن در قرآن (کید، استهزا و…)، همان برنامه و سنن الهی در آفرینش است که مکر کنندگان با آن مواجه خواهند شد.

 وروباه صفتان   وچپاول گران خزانه مردم  چه کسانی هستند وچه ویژه گی های داردند شما بفرمایید.

 

مرکز فرهنگ و معارف قرآن؛ برگزیده فرهنگ قرآن،‌قم، انتشارات بوستان کتاب، ۱۳۸۷ش، چاپ اول، ص ۳۶۹٫
[۲] . مصطفوی،‌حسن؛  التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، الدائره العامه للمراکز و العلاقات الثقافیه، ۱۳۶۸، الطبعه الاولی، ج ۱۰؛ ص ۳۴٫
[۳] . شعرانی، ابوالحسن؛ نثر طوبی، تهران، انتشارات اسلامیه،‌ص ۳۳۱٫
[۴] . الاصفهانی،‌الراغب؛ مفردات الفاظ القرآن، دمشق، دارالقلم، ۱۴۱۲،‌الطبعه الاولی، ص ۷۰۴٫
[۵] . ابن منظور؛ لسان العرب، لبنان- بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۹، طبعه الثالثه، الجزء الثانی عشر، ص ۵۰٫
[۶] . معلوف، لویس، المنجد فی اللغه، تهران، انتشارات اسلام، ۱۳۸۰، چاپ دوم، ص ۶۷۸٫
[۷] . قیومی، مصباح اللغه، مصر، ۱۳۱۳، ص ۸۷٫
[۸] . امین، محمد؛ آفات زبان، تهران، افست کیا، ص ۶۷٫
[۹] . ترجمه مکارم شیرازی، صف،۲-۳٫
[۱۰] . همان، نحل،۱۰۵٫
[۱۱] . همان، زمر،۳٫
[۱۲] . همان، نور،۷٫
[۱۳] . مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار، بیروت، لبنان، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳، ج ۶۹، ص ۲۶۳٫
[۱۴] . نراقی؛ احمد؛ معراج السعاده، تهران، انتشارات پیام آزادی، ۱۳۸۶، باب چهارم، ص ۵۵۰٫
[۱۵] . محدث نوری؛ مستدرک الوسائل، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۸، ج ۹، ص ۵۰٫
[۱۶] . مشکینی؛ نصایح، ترجمه آیه الله جنتی، قم، انشتارات الهادی، ۱۳۸۶، باب ۹، ص ۲۹۱٫
[۱۷] . آیه الله دستغیب؛ گناهان کبیره، قم، انتشارات دارالکتاب، ۱۳۸۶، ج ۱، ص ۲۹۵٫
[۱۸] . مجلسی؛ بحارالانوار، ج ۶۹، ص ۲۶۲٫
[۱۹] . – فیض کاشانی ،ملا محسن؛المحجه البیضاء،قم،دفتر انتشارات اسلامی، ، ص ۲۴۳، ج ۵٫
[۲۰] . یوسف،۱۲٫
[۲۱] . شعراء،۲۲۱-۲۲۲٫
[۲۲] . جاثیه،۶-۷٫
[۲۳] . یوسف ۲۵-۲۶٫
[۲۴] . امین، محمد؛ آفات زبان، ص ۸۲٫
[۲۵] . کلینی، محمد بن یعقوب؛اصول کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه،۱۳۶۳ ، ج ۲، ص ۳۴۱٫
[۲۶] . اصول کافی، ج ۶، ص ۳۳۹٫
[۲۷] .صدر، سیدرضا؛ دروغ، قم، اشنتارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۸، چاپ دوم، ص ۲۰۰٫
[۲۸] . محدث نوری؛ مستدرک الوسائل، ج ۹، ص ۱۰۲۹۵٫
[۲۹] . صدر، سیدرضا؛ دروغ، ص ۲۰۵٫
[۳۰] . قمی، شیخ عباس؛ سفینه البحار، تهران، فراهانی،۱۳۶۳،  ج ۷، ص ۴۵۵٫
[۳۱] . کافی، ج ۲، ص ۳۴۱، ح ۱۵٫
[۳۲] . محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۹، ص ۱۰۲۹۰٫
[۳۳] . اب‍ن‌ ب‍اب‍وی‍ه‌، م‍ح‍م‍د ب‍ن‌ ع‍ل‍ی‌؛ من لایحضره الفقیه،تهران، صدوق،۱۳۶۷-۱۳۶۹ ،ج ۳، ص ۲۳۵٫
[۳۴] . فروع کافی، ج ۵، ص ۴۴۰٫
[۳۵] . الفقیه،‌ج ۳، ص ۲۳۱٫
[۳۶] . – شیخ حر عاملى؛‏وسائل الشیعه، قم‏، مؤسسه آل البیت لإحیاء التراث، ۱۴۰۹ هجرى ، ج ۸، ص ۵۷۸٫
[۳۷] . همان، ج ۱۱، ص ۱۰۲٫
[۳۸] . محجه البیضاء، ج ۵، ص ۲۴۵٫
[۳۹] . الحرانی، ابن محمد الحسن بن علی بن الحسین بن شعبه، تحف العقول عن آل الرسول، قم، انتشارات شفق، ص ۱۰٫
[۴۰] . تیمی آمری، عبدالواحد بن محمد، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۱۳، الطبعه الاولی، ج ۱، ح ۲۱۱۳٫

[۴۱] . امین، محمد؛ آفت زبان، ص ۸۳٫

مطالب بالا را حستجو کنید.کتب اسمانی ادیان الهی را
از جمله انجیل وتورات واوستاوتاریخ قبل ازاسلام وبعد از اسلام و تارخ هخامنشیان را هم مطالعه کنیم وقوانین کشورها را هم مطاله کنیم وخود را هم قضاوت کنیم وبا خدا صادق باشیم.
00572467183806752716.jpg

 کوروش بزرگ ایران زمین

 

 وروباه صفتان   وچپاول گران خزانه مردم  چه کسانی هستند وچه ویژه گی های داردند شما بفرمایید.
وخداوند در قران کریم این چنین گوید که خداوند مقام اهل ایمان وعلما ودنشمندان را دراین دنیا و در اخرت درنظر دارد وهرچه انسان نیک بد کند او خدای یگانه اگاه است  و نامه اعمال انها در اخرت باز خواهد شد . وخداوند از موی گذشت نخواهد کرد. ایا به کتابهای اسمانی وتاریخ  گذشته توجه داشته اید که تا کنون بر سر بشر چه امده است.؟

15117431575925828739.jpg15117431575925828739.jpg

گذاشتن پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Top